<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>انسان</title>
		<link>https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>کلام زینب(س)</title>
			<link>https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3</link>
			<pubDate>17:49:00 +0330 سه شنبه، 18 آبان 1395</pubDate>			<dc:creator>حنانه ميردلير</dc:creator>
			<category domain="main">کلام زینب</category>			<guid isPermaLink="false">291021@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQUtSYGonqkl-kZDvmi-qoXpFPrdEU7cJc0333XwPNLdDEpYRBnhw&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;264&quot; height=&quot;191&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;پرسش : خطبه تاریخی و مهم حضرت زینب(سلام اللهعلیها) در دربار یزیدچه بود؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; در مجلس یزید، هنگامى که چشم زینب کبرى(علیها السلام) به سر خونین برادرش امام حسین(علیه السلام) افتاد، با صداى محزونى که دل ها را به وحشت مى انداخت فریاد زد: «یا حُسَیْناهُ! یا حَبیبَ رَسُولِ اللهِ! یَابْنَ مَکَّهَ وَ مِنى، یَابْنَ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهَ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى»؛ (اى حسین اى محبوب رسول خدا، اى پسر مکه و منا، اى پسر فاطمه زهرا، بانوى همه زنان جهان، اى پسر دختر (محمد) مصطفى).&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;راوى این ماجرا نقل مى کند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; به خداسوگند با این نداى زینب(علیها السلام)، تمام کسانى که در مجلس بودند گریستند و در آن حال یزیدساکت بود&amp;#8230;!!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;یزید دستور داد چوب خیزرانش را آوردند و با آن به لب و دندان امام حسین(علیه السلام) مى زد. ابو برزه اسلمى (که از صحابهرسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بود و در آن مجلس حضور داشت) خطاب به یزیدگفت: اى یزید! آیا با چوبدستى ات به دندان حسین فرزند فاطمه مى زنى؟! من به چشم خود دیدم که پیامبر اکرم(صلى اللهعلیه وآله)، لب و دندان حسین(علیه السلام) و برادرش حسن(علیه السلام) را مى بوسید و مى فرمود: «اَنْتُما سَیِّدا شَبابِ اهْلِ الْجَنَّهِ، فَقَتَلَ اللهُ قاتِلَکُما وَلَعَنَهُ، وَاَعَدَّلَهُ جَهَنَّمَ َوساءَتْ مَصیراً»؛ (شما دو نفر، سرور جوانان اهل بهشتید، خداوند کشنده شما را بکشد و مورد لعن قرار دهد و براى او جهنم را فراهم ساخته و بد جایگاهى است).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;یزید خشمگین شد و دستور داد او را از مجلس بیرون کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;یزید که سرمست از باده غرور بود و گمان مى کرد در کربلا پیروز شده، این اشعار را که سند زنده دیگرى بر عدم ایماناو و آل امیه، نسبت به مبانى اسلامبود، با صداى بلند خواند: (1)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;(کاش بزرگان من که در جنگ بدر، کشته شده بودند، امروز مى دیدند که قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زارى آمده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;در آن حال، از شادى فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزید! دستت درد نکند!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;من از فرزندان «خندف» (2) نیستم، اگر از فرزندان احمد[رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله)] انتقام نگیرم).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;اینجا بود که زینب دختر على بن ابى طالب(علیه السلام) برخاست و خطبهاى غرّا خواند و فرمود:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;(حمد وسپاس مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است و درود خدابر فرستاده خداو بر خاندانش باد. خداوند راست گفت، آنجا که فرمود: «عاقبت آنان که اعمال بد مرتکب شدند، به جایى رسید که آیات خدارا تکذیب کردند وآن را به سخره گرفتند». اى یزید! آیا اکنون که زمین و آسمان را [از جهات گوناگون] بر ما تنگ کردى و ما را همانند اسیران به هر سو کشاندى، مى پندارى ما به نزد خداخوار شدیم و تو نزد او عزیز و گرامى مى باشى؟ و تصور کردى این نشانه قدر و منزلت تو در نزد خداست؟ از این رو، باد غرور به بینى انداخته و به خود بالیدى و خرم و شادمان شدى از اینکه دیدى دنیا در کمند تو در آمده و امور تو سامان یافته و مُلک و خلافتما در اختیار تو قرار گرفته؛ پس کمى آهسته تر! آیا سخن خداوند را فراموش کردى که فرمود: «آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت مى دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت مى دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند؛ و براى آنها عذاب خوار کننده اى [آماده شده] است».&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;در ادامه این خطبهکوبنده فرمود:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href=&quot;https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3#more291021&quot;&gt;ادامه &amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQUtSYGonqkl-kZDvmi-qoXpFPrdEU7cJc0333XwPNLdDEpYRBnhw" alt="" width="264" height="191" /></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">پرسش : خطبه تاریخی و مهم حضرت زینب(سلام اللهعلیها) در دربار یزیدچه بود؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> پاسخ اجمالی: پاسخ تفصیلی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> در مجلس یزید، هنگامى که چشم زینب کبرى(علیها السلام) به سر خونین برادرش امام حسین(علیه السلام) افتاد، با صداى محزونى که دل ها را به وحشت مى انداخت فریاد زد: «یا حُسَیْناهُ! یا حَبیبَ رَسُولِ اللهِ! یَابْنَ مَکَّهَ وَ مِنى، یَابْنَ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ سَیِّدَهَ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى»؛ (اى حسین اى محبوب رسول خدا، اى پسر مکه و منا، اى پسر فاطمه زهرا، بانوى همه زنان جهان، اى پسر دختر (محمد) مصطفى).</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">راوى این ماجرا نقل مى کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> به خداسوگند با این نداى زینب(علیها السلام)، تمام کسانى که در مجلس بودند گریستند و در آن حال یزیدساکت بود&#8230;!!</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یزید دستور داد چوب خیزرانش را آوردند و با آن به لب و دندان امام حسین(علیه السلام) مى زد. ابو برزه اسلمى (که از صحابهرسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بود و در آن مجلس حضور داشت) خطاب به یزیدگفت: اى یزید! آیا با چوبدستى ات به دندان حسین فرزند فاطمه مى زنى؟! من به چشم خود دیدم که پیامبر اکرم(صلى اللهعلیه وآله)، لب و دندان حسین(علیه السلام) و برادرش حسن(علیه السلام) را مى بوسید و مى فرمود: «اَنْتُما سَیِّدا شَبابِ اهْلِ الْجَنَّهِ، فَقَتَلَ اللهُ قاتِلَکُما وَلَعَنَهُ، وَاَعَدَّلَهُ جَهَنَّمَ َوساءَتْ مَصیراً»؛ (شما دو نفر، سرور جوانان اهل بهشتید، خداوند کشنده شما را بکشد و مورد لعن قرار دهد و براى او جهنم را فراهم ساخته و بد جایگاهى است).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یزید خشمگین شد و دستور داد او را از مجلس بیرون کردند.</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یزید که سرمست از باده غرور بود و گمان مى کرد در کربلا پیروز شده، این اشعار را که سند زنده دیگرى بر عدم ایماناو و آل امیه، نسبت به مبانى اسلامبود، با صداى بلند خواند: (1)</span><br /><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">(کاش بزرگان من که در جنگ بدر، کشته شده بودند، امروز مى دیدند که قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زارى آمده است.</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در آن حال، از شادى فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزید! دستت درد نکند!</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">من از فرزندان «خندف» (2) نیستم، اگر از فرزندان احمد[رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله)] انتقام نگیرم).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اینجا بود که زینب دختر على بن ابى طالب(علیه السلام) برخاست و خطبهاى غرّا خواند و فرمود:</span><br /><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">(حمد وسپاس مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است و درود خدابر فرستاده خداو بر خاندانش باد. خداوند راست گفت، آنجا که فرمود: «عاقبت آنان که اعمال بد مرتکب شدند، به جایى رسید که آیات خدارا تکذیب کردند وآن را به سخره گرفتند». اى یزید! آیا اکنون که زمین و آسمان را [از جهات گوناگون] بر ما تنگ کردى و ما را همانند اسیران به هر سو کشاندى، مى پندارى ما به نزد خداخوار شدیم و تو نزد او عزیز و گرامى مى باشى؟ و تصور کردى این نشانه قدر و منزلت تو در نزد خداست؟ از این رو، باد غرور به بینى انداخته و به خود بالیدى و خرم و شادمان شدى از اینکه دیدى دنیا در کمند تو در آمده و امور تو سامان یافته و مُلک و خلافتما در اختیار تو قرار گرفته؛ پس کمى آهسته تر! آیا سخن خداوند را فراموش کردى که فرمود: «آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت مى دهیم، به سودشان است. ما به آنان مهلت مى دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند؛ و براى آنها عذاب خوار کننده اى [آماده شده] است».</span><br /><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">در ادامه این خطبهکوبنده فرمود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"></p><a href="https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3#more291021">ادامه &raquo;</a><div class="item_footer"><p><small><a href="https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/hazrate-zeinab-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://mirdalir8828.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=291021</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
